سرکار خانم؛ تا وقتی که همسر خوش منظرشان که با دیدن عکسش، آدم هوس پشمک می کند و در چشمانش هم ریش داشت در نقش «هشت دست» دولت نهم مشغول بودند، هر کس که به ا.ن میگفت بالای چشمت ابروست (البته که نیست) را کمتر از فحش های ناموسی لایق نمی دانست و بقول معروف مادر و خواهرش را در جلوی چشمش به هم پیوند میداد، و فرقی هم نمی کرد که مخاطبش کیست و چه گذشته ای دارد. پس از کنار ماندن شوهر جان خوش خنده که رمق بیننده را می گیرد از قطار ادامه دولت مهر ورزی یا همان عین الدوله خودمان کمی تا اندکی مهر سکوت بر لبانش زده که البته رویت مهر مذکور غیر ممکن است.
البته در برخی اوقات دیده شده که برای اینکه نگویند لال از دنیا رفته ، اندک افاظاتی کرده اند، مانند انتفادهایی به معجزه هزاره سوم در خصوص وزارت زنان و یا لجن مال کردن مجمع تشخیص مصلحت در فقره تصویب قانون منع دو شغله ها که در کل مانعی برای الهام جون نبود، چون ایشان دوشغله که نبودند، دو رقمی شغله بودند.
ولی دیگر برای چه و برای که حنجره مبارکش را پاره کند، دیگی که برای او نجوشد، سر سگ بجوشد.
دیگر دلیلی برای دجال خواندن هاشمی، جاسوس خواندن خاتمی، پولدار خواندن حسن خمینی و خونخوار خواندن موسوی ندارد، البته او از اول هم وجود طرف شدن با کروبی را نداشت، چرا که اگر می گفت، می شنید و تاب می خواهد تحمل تازیانه های زبان شیخ.
ولی در کل معلوم شد که افاضات وی درد دین نبوده است، درد دنیایی بوده است که معجزه وار از نوع هزاره سوم نصیبش شده بود. چه می کند این دنیای قدرت.
و چه خوش گفته اند از قدیم که آن موقع که هارت و پورت می کردی شوهرت پاسبان بود.
ولی او یکبار حرف حقی زد که نه خود فهمید چه میگوید و نه شوهرش ، پس از انتخابات اظهار فضل کردند که انتخاب مجدد ا.ن. معجزه ای دوباره بود از همان نوع قبلی. ما هم گفتیم بر منکرش لعنت .